سلام حسین جام
الان دیگر فقط 20 دقیقه تا فرارسیدن روز دهم محرم باقی مانده . روزی که تو در آن شهید شدی. روزی که تو در آن مثل یک مهر به پیشانی ی تاریخ نشستی مثل یک فانوس دریایی از آن دورها ساحل امن را نشان دادی.
از این حرف ها زیاد گفته اند خودت هم خیلی بهتر ازمن می دانی اصلا نیازی نیست تا چونان که منی برایت از این حرف ها بزند.
برای تو که چه عرض کنم ، برای خودش ، برای این که عریضه اش را پر کند. برای این که بی آید در صحنه و حرف بزند.
حسین – از این که بدون القاب و تلقاب با تو حرف می زنم ناراحت نمی شوی می دانم . این ها برای آدم های کوچکی که باید در دیدگاه دیگران بزرگ باشند لازم است ، نه برای تو –
حسین الان بیرون خانه ی ما سر و صدایی بر پا است.می کوبند بر طبل و سنج و بر سینه و شانه می کوبند دست و زنجیر. اما من نشسته ام و دارم برایت می نویسم. قصدم هم ثواب کردن نیست. می دانی .
می نویسم چون که محتاج نوشتنم. می نویسم چون که دلم گرفته و می دانم دلم گرفته چون به اسم تو پشت دیوار نامردی پنهان می شوند، می شویم ، شده اند، شده ایم .
تلخ است حسین نه؟ باور کن تلخ است.
یادم می آید جوان که بودم گاندی را برایم مثال می زدند که برای آزاد کردن هند از تو درس گرفته. یادم می آید خدا بی آمرز دکتر – هنوز دکتر برای ما ، دکتر شریعتی معنا می شود می دانی- از تو می گفت و از شهادت و پس از شهادت.
اما همه ی آن روزها رفتند و به قول فروغ : آن روزها رفتند ، آن روزهای خوب ...
حالا به قول منوچهر – همون خواننده هه یادته که –
حالا من موندم و غم مونده و مشتی آرزو...
روزهایی که احساس می کردم هر تپش لحظه اش گامی است برای عروج –
حسین فیلم عروج اثر لاریسا شپتکو را که دیده ای؟
می دانی – می دانم که می دانی -
اگر الان یکی از این اخوندهایی که خودش را فقط به خاطراین که رفته در یک مدرسه ی خاص درس خوانده و لباس اش عمامه و عبا و قبا است روحانی می داند - این جمله ی اخری ی مرا بشنود حکم تکفیر مرا می دهد. می گوید: العیاذ بالله یعنی امام حسین فیلم نگاه می کند؟ اینبازی کردن با ارزش ها است این وهن امامت است . این توهین به تمام مقدسات عالم است. ای خلایق به داد برسید . وااسلاما وا اسلاما – رفت اسلام – چه نسبت های ناروا که به اهل بیت می دهند! ...
یا یک چیزهایی در همین مایه ها.
دیگه حالیش نیست که بابا ، تو حسین عزیز تو که خودت بهترین کارگردان عالمی – مگه می شه عروج رو یا ده فرمان کیشلوفسکی رو ندیده باشی.
توقع داره سینمای معنا گرای مورد نظر آقایون را نیگا کنی – می دونم بابا آره وقت آدم خیلی عزیز تر از اینه که بشینه پای کارای صد تا یه غاز اینا...
حسین
نمی دانم چه خبر است.
فقط می دانم به قول خودت :
این نبود آن چه ما می گفتیم.
حسین
این شب ها چه قدر سرو صدا است. همه جا داد و هوار راه می اندازند. من دلم آشوب می شود. شاید بعضی ها واقعا برای خاطر این که تو را دوست دارند این کارها را می کنند اما می دانم که تو خودت این کارها را دوست نداری.
شاید دوست داشته باشی در این شب ها فیلم های مستند بی بی سی را نگاه کنیم – با همدیگر – و ببینیم که چه طور پرنده ها کیلومترها پرواز می کنند و راه را گم نمی کنند.
آن وقت به خودمان فکر کنیم که چه طور تا وقتی یک هو پشت یک میز می نشینیم یا یک عده دورو برمان جمع می شوند دست و پایمان و راهمان را گم می کنیم.
حسین رفیق من
تو هم دیده ای که در این دور و زمانه ی ما با یک قبضه ریش و یک تسبیح چه کارها که نمی کنند. راستی تو هم اون فیلم اخونده را دیده ای که دارد بر و بر در و دیوار را نگاه می کند و تا می فهمد که دوربین به سمتش رفته ادای گریه در می آورد؟
می بینی حسین چه طور گند زده اند به همه چیز؟
راستی عباس چه طور است؟
از قول من بهش بگو : لوطی دمت گرم ، خیلی مردی...
رضا موتوری خیلی سراغت رو می گرفت گفتم زود می آیی پیشمون . خندید دلش تازه شد.
دلش تنگ شده حسین از بس که تو این دیوونه خونه مونده.
حسین جان
شیر خداو رستم دستانم آرزو ست
دلم گرفته از این مردم ادم نما- خودمم هم یکیشونم !-
معقول قدیما نون رو از قبل کار می خوردن امروز روز از قبل چیز مالی ی یه عده
حسین این نون خوردن داره؟
حسین چرا عقل مردم رفته کاسه ی سرشون
یا دنبال عشق و حال و عرق سگی و ویلا با ژیلا اند یا چشاشون رو بستن و زیر علم یه عده سینه می زنند که دین خدا رو واسه دنیای خودشون می خوان
تو که می دونی
بابا به اسم تو چی کارها که نمی کنند.
با اسم تو سر مردم رو می برن
یادش به خیر دکتر
یادته اون شب که داغ کرده بود چه چیزایی نوشت راجع به همین جور آدما؟ آره یادته تو حافظه ات از من خیلی بهتره.
ای علی به نام تو عدالت را قربانی می کنند.
حالا به نا م تو حسین عزیز
آزادی رو...
حسین درد روزگار ما چیه؟ موهای رنگ کرده ی دخترا؟ شلوارای خشتک آویزون پسرا؟ بلوتوث خفن صحنه های اون جوری؟ آدمایی که واسه خاطر باز بودن دکون خودشون از تو مایه می گذارند؟
فراموش کردن این که
"ما نیز مردمی بودیم؟"
جار زدن اسم تو واسه خاطر مایه تیله
حسین
بابا خودتم می دونی که خبر یه چیز دیگه اس. اما من نمی دونم...
حسین من بپرسم این جا چه خبره ؟
این جا چه خبره که دیواراش این قده بلند شده اند؟ خونه هاش این قده تنگ شده اند و آرزوی آدماش
آرزوی آدماش
آرزوی آدماش
این قده کوچیک و حقیر؟
حسین خسته ام – خیلی خسته ام ...
الان عاشورا رسید.
تولدت مبارک رفیق
تولدت مبارک ...
|